دیوانِ شمس› غزل ۱۶۰۷› بیت ۱۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۰۷
- ترشی نیست در آن خد ترش او کرد به قاصد که اگر روترشم من نه همان شهدم و قندم
G1607:10
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم·شکم ار زار بگرید من عیار بخندم
- 2 مثل بلبل مستم قفس خویش شکستم·سوی بالا بپریدم که من از چرخ بلندم
- 3 نه چنان مست و خرابم که خورد آتش و آبم·همگی غرق جنونم همگی سلسله مندم
- 4 کله ار رفت بر او گو نه کلم سلسله مویم·خر اگر مرد بر او گو که بر این پشت سمندم
- 5 همه پرباد از آنم که منم نای و تو نایی·چو توی خویش من ای جان پی این خویش پسندم
- 6 ز پی قند و نبات تو بسی طبله شکستم·ز پی آب حیات تو بسی جوی بکندم
- 7 چو توی روح جهان را جهت چشم بدان را·اگرم پاک بسوزی سزد ایرا که سپندم
- 8 اگر از سوز چو عودم وگر از ساز چو عیدم·نه از آن عید بخندم نه از این عود برندم
- 9 سر سودای تو دارم سر اندیشه نخارم·خبرم نیست که چونم نظرم نیست که چندم
- 10 ترشی نیست در آن خد ترش او کرد به قاصد·که اگر روترشم من نه همان شهدم و قندم
- 11 چو دلم مست تو باشد همه جانهاست غلامم·وگر از دست تو آید نکند زهر گزندم
- 12 طرف سدره جان را تو فروکش به کفم نه·سوی آن قلعه عالی تو برانداز کمندم
- 13 نه بر این دخل بچفسم نه از این چرخ بترسم·چو فزون خرج کنم من نه فزون دخل دهندم
ganjoor: sh1607 · public domain