دیوانِ شمس› غزل ۱۶۴۲› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۴۲
- از برون خسته یاریم و درون رسته یار لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم
G1642:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم·گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم
- 2 دل رنجور به طنبور نوایی دارد·دل صدپاره خود را به نوایش دادیم
- 3 به خرابات بدستیم از آن رو مستیم·کوی دیگر نشناسیم در این کو زادیم
- 4 ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب·همه را جمله یکی کن که در این افرادیم
- 5 همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد·مزهای بخش که ما بیمزه اعدادیم
- 6 دل ما یافت از این باده عجایب بویی·لاجرم از دم این باده لطیف اورادیم
- 7 از برون خسته یاریم و درون رسته یار·لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم
- 8 همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست·در خرابات فنا عاقله ایجادیم
- 9 هله خاموش بیارام عروسی داریم·هله گردک بنشینیم که ما دامادیم
ganjoor: sh1642 · public domain