دیوانِ شمس غزل ۱۶۵۰ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۵۰

  1. از تغار تو اگر خون رسدم همچو سگان گر من آن را قدح خاص ندانم عامم

G1650:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم·پخته و خام تو را گر نپذیرم خامم
  2. 2 عاشق هدیه نیم عاشق آن دست توام·سنقر دانه نیم ایبک بند دامم
  3. 3 از تغار تو اگر خون رسدم همچو سگان·گر من آن را قدح خاص ندانم عامم
  4. 4 غنچه و خار تو را دایه شوم همچو زمین·تا سمعنا و اطعنا کنی ای جان نامم
  5. 5 ملخ حکم تو تا مزرعه‌ام را بچرید·گر نگردم تلف تو علف ایامم
  6. 6 ساقی صبر بیا رطل گرانم درده·تا چو ریگش به یکی بار فروآشامم
  7. 7 گوییم شپشپی و چون پشه بی‌آرامی·چون دلارام نیابم به چه چیز آرامم
  8. 8 همچو دزدان ز عسس من همه شب در بیمم·همچو خورشیدپرستان به سحر بر بامم
  9. 9 مهر غیر تو بود در دل من مهر ضلال·شکر غیر تو بود در سر من سرسامم
  10. 10 به زبان گر نکنم یاد شکرخانه تو·کام و ناکام بود لذت آن در کامم
  11. 11 خبر رشک تو می آرد اشک تر من·نه به تقلید بل از دیده دهد پیغامم

ganjoor: sh1650 · public domain