دیوانِ شمس› غزل ۱۶۷۵› بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۵
- در فراق روی آن معشوق جان ماحضر با عشق او می ساختیم
G1675:2
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 دوش عشق شمس دین می باختیم·سوی رفعت روح می افراختیم
- 2 در فراق روی آن معشوق جان·ماحضر با عشق او می ساختیم
- 3 در نثار عشق جان افزای او·قالب از جان هر زمان پرداختیم
- 4 عشق او صد جان دیگر می بداد·ما در این داد و ستد پرداختیم
- 5 همچو چنگ از حال خود خالی شدیم·پرده عشاق را بنواختیم
- 6 اندر آن پرده بده یک پردگی·کز شعاعش پردهها بشناختیم
- 7 هر زمان خود را به سوی پردهای·حیله حیله پیشتر انداختیم
- 8 برج برج و پرده پرده بعد از آن·همچو ماه چارده می تاختیم
- 9 رو نمود از سوی تبریز آفتاب·تا دل از رخت طبیعت آختیم
ganjoor: sh1675 · public domain