دیوانِ شمس غزل ۱۷۳۰ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۳۰

  1. تو ملک کدکن وهب لی بگو سلیمان وار که ما به منع عطا مور را نیازردیم

G1730:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم·میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم
  2. 2 همی‌خوریم می جان به حضرت سلطان·چنانک بی‌لب و ساغر نخست می خوردیم
  3. 3 خراب و مست به ساقی جان همی‌گوییم·برآر دست که ما دست‌ها برآوردیم
  4. 4 بیار نقل که ما نقل کرده‌ایم این سو·بیار باده احمر که زار و رخ زردیم
  5. 5 بکن سلام که تسلیم ابتلای توییم·بپرس گرم که افسرده دم سردیم
  6. 6 جوابمان دهد آن ساقیم که نوش خورید·که ما به نورفشانی چو مه جوامردیم
  7. 7 تو ملک کدکن وهب لی بگو سلیمان وار·که ما به منع عطا مور را نیازردیم
  8. 8 ز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیم·درآی در بر ما ما دوای هر دردیم
  9. 9 دل آر خسته به خار جفا و گل بستان·چه تحفه آری ماورد را که ما وردیم
  10. 10 اگر ز مونس و جفتان خود جدا ماندی·بیا که در کرم و حسن لطف ما فردیم
  11. 11 اگر تو کار نکردی و مفلسی از خیر·بیا که کار چو تو صد هزار ما کردیم
  12. 12 بیار اشک چو مشتاق و گرد را بنشان·که روی ماه نبینیم تا در این گردیم
  13. 13 خمش گزاف مینداز مهره اندر طاس·به ما گذار که ما اوستاد این نردیم

ganjoor: sh1730 · public domain