دیوانِ شمس غزل ۱۷۵۲ بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۵۲

  1. ای دریغا که کان نفرین را از طمع چند آفرین گفتم

G1752:8

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 کون خر را نظام دین گفتم·پِشک را عنبر ثمین گفتم
  2. 2 اندر این آخُر جهان ز گزاف·بس چمن نام هر چمین گفتم
  3. 3 طوق بر گردن کَپی بستم·نام اعلا بر اسفلین گفتم
  4. 4 عجز خواهید روح را که ز عجز·صفت روح بهر طین گفتم
  5. 5 حِلیهٔ آدم و خلیفهٔ حق·بهر ابلیس و هر لعین گفتم
  6. 6 زاغ را بلبل چمن خواندم·خار را سرو و یاسمین گفتم
  7. 7 دیو را جبرئیل کردم نام·ژاژ را حجّت مبین گفتم
  8. 8 ای دریغا که کان نفرین را·از طمع چند آفرین گفتم
  9. 9 از خری بوَد آن نبُد ز خِرد·که خر ماده را تکین گفتم
  10. 10 توبه کردم از این خطا گفتن·همه عمرم بس ار همین گفتم

ganjoor: sh1752 · public domain