دیوانِ شمس› غزل ۱۸۲۰› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۲۰
- هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو چند خوری خون به ستم ای همه خویت خونین
G1820:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین·صبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکین
- 2 ما دو سه کس نو مرده منتظر آن پرده·زنده شویم از تلقین بازرهیم از تکفین
- 3 هی به سلف نفخی کن پیشتر از یوم الدین·تا شنود چرخ فلک از حشر تو تحسین
- 4 هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو·چند خوری خون به ستم ای همه خویت خونین
- 5 چند گزی بر جگرش چند کنی قصد سرش·چند دهی بد خبرش کار چنین است و چنین
- 6 چند کنی تلخ لبش چند کنی تیره شبش·ای لب تو همچو شکر ای شب تو خلد برین
- 7 هیچ عسل زهر دهد یا ز شکر سرکه جهد·مغلطه تا چند دهی ای غلط انداز مهین
- 8 هر چه کنی آن لب تو باشد غماز شکر·هر حرکت که تو کنی هست در آن لطف دفین
- 9 سرو چه ماند به خسی زر به چه ماند به مسی·تو به چه مانی به کسی ای ملک یوم الدین
ganjoor: sh1820 · public domain