دیوانِ شمس› غزل ۱۸۲۳› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۲۳
- آب حیات موج زد دوش ز صحن خانهام یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه من
G1823:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من·سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
- 2 سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک او·تشنهتر است هر زمان ماهی آب خواه من
- 3 درشکنید کوزه را پاره کنید مشک را·جانب بحر می روم پاک کنید راه من
- 4 چند شود زمین وحل از قطرات اشک من·چند شود فلک سیه از غم و دود آه من
- 5 چند بزارد این دلم وای دلم خراب دل·چند بنالد این لبم پیش خیال شاه من
- 6 جانب بحر رو کز او موج صفا همیرسد·غرقه نگر ز موج او خانه و خانقاه من
- 7 آب حیات موج زد دوش ز صحن خانهام·یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه من
- 8 سیل رسید ناگهان جمله ببرد خرمنم·دود برآمد از دلم دانه بسوخت و کاه من
- 9 خرمن من اگر بشد غم نخورم چه غم خورم·صد چو مرا بس است و بس خرمن نور ماه من
- 10 در دل من درآمد او بود خیالش آتشین·آتش رفت بر سرم سوخته شد کلاه من
- 11 گفت که از سماعها حرمت و جاه کم شود·جاه تو را که عشق او بخت من است و جاه من
- 12 عقل نخواهم و خرد دانش او مرا بس است·نور رخش به نیم شب غره صبحگاه من
- 13 لشکر غم حشر کند غم نخورم ز لشکرش·زانک گرفت طلب طلب تا به فلک سپاه من
- 14 از پی هر غزل دلم توبه کند ز گفت و گو·راه زند دل مرا داعیه اله من
ganjoor: sh1823 · public domain