دیوانِ شمس› غزل ۱۸۵۰› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۵۰
- دلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوش که از تأثیر این آتش چنان آیینه شد آهن
G1850:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن·عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
- 2 مگر گم شد سر رشته چه شد آن حال بگذشته·که پوشیده نمیماند در آن حالت سر سوزن
- 3 خنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجد·در این قندیل دل ریزد ز زیتون خدا روغن
- 4 دلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوش·که از تأثیر این آتش چنان آیینه شد آهن
- 5 چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقد زر·برویید از رخ آتش سمن زار و گل و سوسن
- 6 اگر دل را از این غوغا نیاری اندر این سودا·چه خواهی کرد این دل را بیا بنشین بگو با من
- 7 اگر در حلقه مردان نمیآیی ز نامردی·چو حلقه بر در مردان برون می باش و در می زن
- 8 چو پیغامبر بگفت الصوم جنه پس بگیر آن را·به پیش نفس تیرانداز زنهار این سپر مفکن
- 9 سپر باید در این خشکی چو در دریا رسی آنگه·چو ماهی بر تنت روید به دفع تیر او جوشن
ganjoor: sh1850 · public domain