دیوانِ شمس› غزل ۱۸۶۰› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۶۰
- یکی غاری است کاندر وی ز سر سرها وحی است برون غار حق حارس درون غار شمس الدین
G1860:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین·خداوندم ولی دانی تو از اسرار شمس الدین
- 2 کسی کز نام او بر بحر بیکشتی عبر یابی·چو سامندر ز مهر او روی در نار شمس الدین
- 3 کرامتها که مردان از تفاخر یاد آن آرند·به ذات حق کز آن دارد هماره عار شمس الدین
- 4 یکی غاری است کاندر وی ز سر سرها وحی است·برون غار حق حارس درون غار شمس الدین
- 5 ز جسم و روحها بگذر حجاب عشق هم بردر·دو صد منزل از آن سوتر ببین بازار شمس الدین
- 6 ایا روحی ترفرف فی فضاء العشق و استشرف·و طرفی جنه الاسرار من انوار شمس الدین
- 7 قلایدهای در دارد بناگوش ضمیر من·از آن الفاظ وحی آسای شکربار شمس الدین
- 8 ایا ای دل تو آن جایی که نوشت باد وصل او·ولیکن زحمتش کم ده مکن آزار شمس الدین
- 9 بصر در دیده بفزاید اگر در دیده ره یابد·به جای توتیا و کحل ناگه خار شمس الدین
- 10 به هر سویی چو تو ای دل هزاران زار دارد او·مپندار از سر نخوت توی بس زار شمس الدین
- 11 به لطف خویش یک چندی مهار اشترش دادت·وگر نه خود کی یارد آن که باشد یار شمس الدین
- 12 زهی فرقی از آن روزی که پیشش سجده می کردم·که آن روزی که می گفتم بد این جا پار شمس الدین
- 13 خرابی دین و دنیا را نباشد هیچ اصلاحی·مگر از لطف بیپایان وز هنجار شمس الدین
- 14 شب تاریک تو ای دل نبیند روز را هرگز·مگر از نور و از اشراق آن رخسار شمس الدین
- 15 عجب باشد که روزی من بگیرم جام وصل او·شوم مست و همیگویم که من خمار شمس الدین
- 16 که بخت من چنان خفتهست که بیداری ندارد رو·مگر از بخت و اقبال چنان بیدار شمس الدین
- 17 نبودت پیش از این مثلش نباشد بعد از این دانم·ز لوح سرها واقف و زان هشیار شمس الدین
- 18 بزد خود بر در امکان که مانندش برون ناید·ز اوصاف بدیع خویش خود مسمار شمس الدین
- 19 یکی جوبار روحانی است که جانها جان از او یابند·شده حاکم به کلیه بر آن جوبار شمس الدین
- 20 سمعت القوم کل القوم اعلاهم و اصفاهم·علی تفضیله جدا علی الاخیار شمس الدین
- 21 و ان کانت ایادیه و افضالا اتانیه·و احیی الروح مجانا لمن ادرار شمس الدین
- 22 فروحی خط اقرارا برق الف اقرار·و ان کان قد استغنی من الاقرار شمس الدین
- 23 هدی قلبی الی واد کثیر خصبه جدا·علیه الغیث موصولا لمن مدرار شمس الدین
- 24 ایا تبریز سلمنا علی نادیک تسلیما·فبلغ صبوتی و الهجر بالاعذار شمس الدین
ganjoor: sh1860 · public domain