دیوانِ شمس› غزل ۱۸۷۱› بیت ۸ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۷۱
- گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را آید به خیال اندر اندیشه سرگردان
G1871:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان·از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
- 2 گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من·ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان
- 3 در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه·هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
- 4 خاصیت من این است هر جا که روم اینم·چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان
- 5 گویند که هر کی هست در گور اسیر آید·در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
- 6 در سینه تاریکت دل را چه بود شادی·زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
- 7 اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد·آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
- 8 گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را·آید به خیال اندر اندیشه سرگردان
ganjoor: sh1871 · public domain