دیوانِ شمس› غزل ۱۸۹۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1892 · ۵ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۸۹۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1892:1 هر شب که بود قاعده سفره نهادنما را ز خیال تو بود روزه گشادن
- G1892:2 ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایانمانند مسیحا ز فلک مایده دادن
- G1892:3 چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشدباید به میان رفتن و در لوت فتادن
- G1892:4 ما را هم از آن آتش دل آب حیات استبر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن
- G1892:5 کار حیوان است نه کار دل و جان استدر خاک بپوسیدن و از خاک بزادن
ganjoor: sh1892 · public domain