دیوانِ شمس› غزل ۱۸۹۶› بیت ۸ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۹۶
- از این خانه شدم من سیر وقت است به بام آسمانها رخت بردن
G1896:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 نشاید از تو چندین جور کردن·نشاید خون مظلومان به گردن
- 2 مرا بهر تو باید زندگانی·وگر نی سهل دارم جان سپردن
- 3 از آن روزی که نام تو شنیدم·شدم عاجز من از شبها شمردن
- 4 روا باشد که از چون تو کریمی·نصیب من بود افسوس خوردن
- 5 خداوندا از آن خوشتر چه باشد·بدیدن روی تو پیش تو مردن
- 6 مثال شمع شد خونم در آتش·ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
- 7 در این زندان مرا کند است دندان·از این صبر و از این دندان فشردن
- 8 از این خانه شدم من سیر وقت است·به بام آسمانها رخت بردن
ganjoor: sh1896 · public domain