دیوانِ شمس› غزل ۱۹۰۱ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1901 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۹۰۱
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1901:1 ز زخم دف کفم بدرید ای جانچه بستی کیسه را دستی بجنبان
- G1901:2 گشادی کن بجنب آخر نه سنگینه سنگی هم گشاید آب حیوان
- G1901:3 مروت را مگر سیلاب بردهستکه پیدا نیست گرد او به میدان
- G1901:4 درافکن کهنهای گر زر نداریتو را جز ریش کهنه نیست درمان
- G1901:5 چو دستت بسته و ریشت گشادهستبجنبان ریش را ای ریش جنبان
- G1901:6 گلو بگرفت و آوازم ز نعرهمگر بسته است راه گوش اخوان
- G1901:7 اگر راه است آبی را در این ناوچرا چرخی و سنگی نیست گردان
- G1901:8 وگر این سنگ گردان است کو آردزهی مهمانی بیآب و بینان
- G1901:9 به طیبت گفتم این نکته مرنجیدمدارید از مزح خاطر پریشان
- G1901:10 گلو مخراش و زیر لب بخوانشدهانت پر کند از در و مرجان
- G1901:11 مسلم دان خدا را خوان نهادنخمش کن این کرم را نیست پایان
ganjoor: sh1901 · public domain