دیوانِ شمس› غزل ۱۹۰۱› بیت ۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۰۱
- به طیبت گفتم این نکته مرنجید مدارید از مزح خاطر پریشان
G1901:9
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ز زخم دف کفم بدرید ای جان·چه بستی کیسه را دستی بجنبان
- 2 گشادی کن بجنب آخر نه سنگی·نه سنگی هم گشاید آب حیوان
- 3 مروت را مگر سیلاب بردهست·که پیدا نیست گرد او به میدان
- 4 درافکن کهنهای گر زر نداری·تو را جز ریش کهنه نیست درمان
- 5 چو دستت بسته و ریشت گشادهست·بجنبان ریش را ای ریش جنبان
- 6 گلو بگرفت و آوازم ز نعره·مگر بسته است راه گوش اخوان
- 7 اگر راه است آبی را در این ناو·چرا چرخی و سنگی نیست گردان
- 8 وگر این سنگ گردان است کو آرد·زهی مهمانی بیآب و بینان
- 9 به طیبت گفتم این نکته مرنجید·مدارید از مزح خاطر پریشان
- 10 گلو مخراش و زیر لب بخوانش·دهانت پر کند از در و مرجان
- 11 مسلم دان خدا را خوان نهادن·خمش کن این کرم را نیست پایان
ganjoor: sh1901 · public domain