دیوانِ شمس غزل ۱۹۳۳ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

  1. جان‌ها که ز راه نو رسیدند بر مایده قدیم بنشان

G1933:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 برخیز و صبوح را برنجان·ای روی تو آفتاب رخشان
  2. 2 جان‌ها که ز راه نو رسیدند·بر مایده قدیم بنشان
  3. 3 جان‌ها که پرید دوش در خواب·در عالم غیب شد پریشان
  4. 4 هر جان به ولایتی و شهری·آواره شدند چون غریبان
  5. 5 مرغان رمیده را فرازآر·حراقه بزن صفیر برخوان
  6. 6 هرچ آوردند از ره آورد·بیخود کنشان و جمله بستان
  7. 7 زیرا هر گل که برگ دارد·او بر نخورد از این گلستان
  8. 8 عقلی باید ز عقل بیزار·خوش نیست قلاوزی زحیران
  9. 9 جغد است قلاوز و همه راه·در هر قدمی هزار ویران
  10. 10 ای باز خدا درآ به آواز·از کنگره‌های شهر سلطان
  11. 11 این راه بزن که اندر این راه·خفت اشتر و مست شد شتربان

ganjoor: sh1933 · public domain