دیوانِ شمس غزل ۱۹۵۷ بیت ۹ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۵۷

  1. شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن

G1957:9

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن·هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن
  2. 2 عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر·عاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن
  3. 3 عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بود·عاشقان را ننگ باشد بند راحت‌ها شدن
  4. 4 عاشق اندر حلقه باشد از همه تن‌ها چنانک·زیت را و آب را در یک محل تنها شدن
  5. 5 و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشق·نیست او را حاصلی جز سخره سودا شدن
  6. 6 عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود·مشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن
  7. 7 عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت·سایه گرچه دور افتد بایدش آن جا شدن
  8. 8 بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را·در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن
  9. 9 شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید·همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن

ganjoor: sh1957 · public domain