دیوانِ شمس› غزل ۱۹۹۷› بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۹۷
- هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن
G1997:3
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن·ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن
- 2 هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد·بر دو چشم کژ او فرض بود خندیدن
- 3 هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی·تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن
- 4 عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است·در براق احدی دید کسی لنگیدن
- 5 ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی·چون چنینی تو روا نیست تو را جنبیدن
- 6 باید اول ز حدث سوی قدم پیوستن·وانگهان بر قدمش نیمچهای ببریدن
- 7 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی·گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن
- 8 من علامات گهر گفتم لیکن چه کنم·کورموشی چو ندارد نظر بگزیدن
- 9 شمس تبریز سخنهای تو می بخشد چشم·لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن
ganjoor: sh1997 · public domain