دیوانِ شمس› غزل ۲۰۴۵› بیت ۷ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
- هنگامههاست در ره هر جا مهای است رو بیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن
G2045:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 تو آب روشنی تو در این آب گل مکن·دل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن
- 2 پاکان به گرد در به تماشا نشستهاند·دل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن
- 3 دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق·ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
- 4 مس را که زر کنند یکی علم دیگر است·زینها که میکنی نشود زر بهل مکن
- 5 دوری بگشت این تن کز دل بگشتهای·سی سال دور باشد سی را چهل مکن
- 6 چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد·این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
- 7 هنگامههاست در ره هر جا مهای است رو·بیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن
ganjoor: sh2045 · public domain