دیوانِ شمس› غزل ۲۰۷۴› بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۷۴
- دو دست عشق مثال دو دست داوود است که همچو موم همیگردد از کفش آهن
G2074:5
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 مکن مکن که روا نیست بیگنه کشتن·مرو مرو که چراغی و دیده روشن
- 2 چو برگشادی از لطف خویشتن سر خم·دماغ ما ز خمار تو است آبستن
- 3 مبند آن سر خم را چو کیسه مدخل·که خانه گردد تاری به بستن روزن
- 4 چو آدمی به غم آماج تیر را ماند·ندارد او جز مستی و بیخودی جوشن
- 5 دو دست عشق مثال دو دست داوود است·که همچو موم همیگردد از کفش آهن
- 6 حدیث عشق هم از عشقباز باید جست·که او چو آینه هم ناطق است و هم الکن
- 7 دلا دو دست برآور سبک به گردن عشق·اگر چه دارد او خون خلق در گردن
- 8 ز خونبها بنترسد که گنجها دارد·که مرده زنده شود زان و وارهد ز کفن
- 9 گرفت خواب گریبان تو بپر سوی غیب·بگه ز غیب بیایی کشان کشان دامن
- 10 که تا تمام غزل را بگویمت فردا·که گل پگاه بچینند مردم از گلشن
ganjoor: sh2074 · public domain