دیوانِ شمس غزل ۲۱۱ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۱

  1. بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو باد مست و خرامان و خوش سبزقبایان ما

G211:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا·باز گلِ لعل‌پوش می‌بدراند قبا
  2. 2 بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو باد·مست و خرامان و خوش سبزقبایان ما
  3. 3 سروِ علمدار رفت سوخت خزان را به تفت·وز سر کُه رخ نمود لاله‌ شیرین‌لقا
  4. 4 سنبله با یاسمین گفت سلامٌ علیک·گفت علیک السلام در چمن آ ای فتا
  5. 5 یافته معروفیی هر طرفی صوفیی·دست‌زنان چون چنار رقص‌کنان چون صبا
  6. 6 غنچه چو مستوریان کرده رخ ِخود نهان·باد کشد چادرش کای سره رو برگشا
  7. 7 یار در این کوی ما آب در این جوی ما·زینت نیلوفری تشنه و زردی چرا ؟
  8. 8 رفت دیِ روتُرُش کشته شد آن عیش‌کُش·عمر تو بادا دراز ای سمنِ تیزپا
  9. 9 نرگس در ماجرا چشمک زد سبزه را·سبزه سخن فهم کرد گفت که فرمان تو را
  10. 10 گفت قَرَنفُل به بید من ز تو دارم امید·گفت عزبخانه‌ام خلوتِ توست الصلا
  11. 11 سیب بگفت ای ترنج از چه تو رنجیده‌ای ؟·گفت من از چشم بد می‌نشوم خودنما
  12. 12 فاخته با کو و کو آمد کان یار کو·کردش اشارت به گل بلبلِ شیرین‌نوا
  13. 13 غیر بهار ِجهان هست بهاری نهان·ماه‌رخ و خوش‌دهان باده بده ساقیا
  14. 14 یا قمرا طالعا فی الظلمات الدجی·نور مصابیحه یغلب شمس الضحی
  15. 15 چند سخن ماند لیک بی‌گه و دیرست نیک·هر چه به شب فوت شد آرم فردا قضا

ganjoor: sh211 · public domain