دیوانِ شمس غزل ۲۱۷۲ بیت ۹ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۷۲

  1. از عشق زبان روید جان را مثل سوسن می‌دار زبان خامش از سوسن گیر این خو

G2172:9

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او·دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رو
  2. 2 او آمد در خانه ما جمله چو دیوانه·اندر طلب آن مه رفته به میان کو
  3. 3 او نعره زنان گشته از خانه که این جایم·ما غافل از این نعره هم نعره زنان هر سو
  4. 4 آن بلبل مست ما بر گلشن ما نالان·چون فاخته ما پران فریادکنان کوکو
  5. 5 در نیم شبی جسته جمعی که چه دزد آمد·و آن دزد همی‌گوید دزد آمد و آن دزد او
  6. 6 آمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سان·پیدا نشود بانگش در غلغله شان یک مو
  7. 7 و هو معکم یعنی با توست در این جستن·آنگه که تو می‌جویی هم در طلب او را جو
  8. 8 نزدیکتر است از تو با تو چه روی بیرون·چون برف گدازان شو خود را تو ز خود می‌شو
  9. 9 از عشق زبان روید جان را مثل سوسن·می‌دار زبان خامش از سوسن گیر این خو

ganjoor: sh2172 · public domain