دیوانِ شمس غزل ۲۲۰۲ بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۰۲

  1. ای خمار عاشقان از باده‌های دوشِ تو وی خراب امروزم از فردای تو فردای تو

G2202:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو·چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو
  2. 2 دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل·می‌دوانند جانب دریای تو دریای تو
  3. 3 جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلطان شده·تا بریزد جمله را در پای تو در پای تو
  4. 4 جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلطان شده·می‌دوانند جانب دریای تو دریای تو
  5. 5 ای خمار عاشقان از باده‌های دوشِ تو·وی خراب امروزم از فردای تو فردای تو
  6. 6 من نظر کردم به جانِ ساده‌ی بی‌رنگِ خویش·زرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو
  7. 7 چون نظر کردم نکو من در صفای گوهرت·ماه رخ بنمود از سیمای تو سیمای تو
  8. 8 ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن·مه کی باشد کاو بود همتای تو همتای تو
  9. 9 این چنین گوید خداوند شمس تبریزی بنام·ای همه شهر دلم غوغای تو غوغای تو

ganjoor: sh2202 · public domain