دیوانِ شمس› غزل ۲۳۱۳› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۱۳
- بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده
G2313:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده·اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
- 2 ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید·بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده
- 3 از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم·مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده
- 4 بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده·عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده
- 5 از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت·چون ماه نو این جانم خود را چو کمر کرده
- 6 خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی·ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده
- 7 از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی·تا این دل آواره از خویش سفر کرده
ganjoor: sh2313 · public domain