دیوانِ شمس› غزل ۲۳۲۶› بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۲۶
- از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده
G2326:6
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای بر سر بازاری دستار چنان کرده·رو با دگران کرده ما را نگران کرده
- 2 ما را بگزیده لب کیم بر تو امشب·و آن خلوت چون شکر یا لب شکران کرده
- 3 با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری·کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده
- 4 زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد·جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده
- 5 جان شد چو کبوتر جان زوتر هله زوتر جان·ای تن تنتن کرده تن را همه جان کرده
- 6 از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده·وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده
- 7 ای دفتر هر سری شمس الحق تبریزی·ای طرفه بغدادی ما را همدان کرده
ganjoor: sh2326 · public domain