دیوانِ شمس غزل ۲۳۵۷ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۵۷

  1. تا عشق کنار خویش بگشاد اندیشه گریخت بر کناره

G2357:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای گشته دلت چو سنگ خاره·با خاره و سنگ چیست چاره
  2. 2 با خاره چه چاره شیشه‌ها را·جز آنک شوند پاره پاره
  3. 3 زان می‌خندی چو صبح صادق·تا پیش تو جان دهد ستاره
  4. 4 تا عشق کنار خویش بگشاد·اندیشه گریخت بر کناره
  5. 5 چون صبر بدید آن هزیمت·او نیز بجست یک سواره
  6. 6 شد صبر و خرد بماند سودا·می‌گرید و می‌کند حراره
  7. 7 خلقی ز جدایی عصیرت·بر راه فتاده چون عصاره
  8. 8 هر چند شده‌ست خون جگرشان·چستند در این ره و چه کاره
  9. 9 بیگانه شدیم بهر این کار·با عقل و دل هزارکاره
  10. 10 العشق حقیقه الاماره·و الشعر طباله الاماره
  11. 11 احذر فامیرنا مغیر·کل سحر لدیه غاره
  12. 12 اترک هذا وصف فراقا·تنشق لهوله العباره
  13. 13 بگریخت امام ای مؤذن·خاموش فرورو از مناره

ganjoor: sh2357 · public domain