دیوانِ شمس› غزل ۲۳۷۶› بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۷۶
- ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی بنهان ز دست خصمان تو به دست آشنا ده
G2376:3
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده·غم تو به توی ما را تو به جرعهای صفا ده
- 2 که غم تو خورد ما را چه خراب کرد ما را·به شراب شادی افزا غم و غصه را سزا ده
- 3 ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی·بنهان ز دست خصمان تو به دست آشنا ده
- 4 بنشان تو جنگها را بنواز چنگها را·ز عراق و از سپاهان تو به چنگ ما نوا ده
- 5 سر خم چو برگشایی دو هزار مست تشنه·قدح و کدو بیارند که مرا ده و مرا ده
- 6 صنما ببین خزان را بنگر برهنگان را·ز شراب همچو اطلس به برهنگان قبا ده
- 7 به نظاره جوانان بنشستهاند پیران·به می جوان تازه دو سه پیر را عصا ده
- 8 به صلاح دین به زاری برسی که شهریاری·ملک و شراب داری ز شراب جان عطا ده
ganjoor: sh2376 · public domain