دیوانِ شمس› غزل ۲۳۸۸› بیت ۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۸۸
- تو نیز دلکبابی درمان ز درد یابی گر گِرد درد گردی فرمان من گرفته
G2388:9
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 این جا کسیست پنهان دامان من گرفته·خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
- 2 این جا کسیست پنهان چون جان و خوشتر از جان·باغی بهمن نموده ایوان من گرفته
- 3 این جا کسیست پنهان همچون خیال در دل·اما فروغ رویَش ارکان من گرفته
- 4 این جا کسیست پنهان مانند قند در نی·شیرین شکرفروشی دکّان من گرفته
- 5 جادو و چشمبندی چشم کسش نبیند·سوداگریست موزون میزان من گرفته
- 6 چون گُلشکر من و او در همدگر سرشته·من خوی او گرفته او آنِ من گرفته
- 7 در چشم من نیاید خوبان جمله عالم·بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته
- 8 من خسته گِرد عالم درمان ز کس ندیدم·تا درد عشق دیدم درمان من گرفته
- 9 تو نیز دلکبابی درمان ز درد یابی·گر گِرد درد گردی فرمان من گرفته
- 10 در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی·زین بحر سر برآری مرجان من گرفته
- 11 بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت·تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته
- 12 ساقیِ غیب بینی پیدا سلام کرده·پیمانه جام کرده پیمان من گرفته
- 13 من دامنش کشیده کای نوح روحدیده·از گریه عالمی بین طوفان من گرفته
- 14 تو تاج ما و آنگه سرهای ما شکسته·تو یار غار و آنگه یاران من گرفته
- 15 گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر·عشاق روح گشته ریحان من گرفته
- 16 یاران دلشکسته بر صدر دل نشسته·مستان و میپرستان میدان من گرفته
- 17 همچو سگان تازی میکُن شکار خامش·نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته
- 18 تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی·اشراق نور رویش کیهان من گرفته
ganjoor: sh2388 · public domain