دیوانِ شمس› غزل ۲۳۹۲› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۲
- در سایههای عشقت ای خوش همای عرشی هر لحظه باز جانها تا عرش برپریده
G2392:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده·دل رفته ما پی دل چون بیدلان دویده
- 2 دزدیده دل ز حسنت از عشق جامه واری·تا شحنه فراقت دستان دل بریده
- 3 از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده·نی را ز ناله من در جان شکر دمیده
- 4 در سایههای عشقت ای خوش همای عرشی·هر لحظه باز جانها تا عرش برپریده
- 5 ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین·از آب عشق رسته وین آهوان چریده
- 6 دیده ندیده خود را و اکنون ز آینه تو·هر دیده خویشتن را در آینه بدیده
- 7 سرنای دولت تو ای شمس حق تبریز·گوش رباب جانی برتافته شنیده
ganjoor: sh2392 · public domain