دیوانِ شمس› غزل ۲۳۹۵› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۵
- بستد نگار از وی اندرکشید آن می شد شعلهها از آن می بر روی او دوانه
G2395:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه·برداشته ربابی میزد یکی ترانه
- 2 با زخمهٔ چو آتش میزد ترانه خوش·مست و خراب و دلکش از بادهٔ مغانه
- 3 در پردهٔ عراقی میزد به نام ساقی·مقصود باده بودش ساقی بُدش بهانه
- 4 ساقی ماه رویی در دست او سبویی·از گوشهای درآمد بنهاد در میانه
- 5 پر کرد جام اول زان بادهٔ مُشَعَل·در آب هیچ دیدی کآتش زند زبانه
- 6 بر کف نهاده آن را از بهر دلستان را·آنگه بکرد سجده بوسید آستانه
- 7 بستد نگار از وی اندرکشید آن می·شد شعلهها از آن می بر روی او دوانه
- 8 میدید حسن خود را میگفت چشم بد را·نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه
ganjoor: sh2395 · public domain