دیوانِ شمس› غزل ۲۴۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G240 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۴۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G240:1 تو جان و جهانی کریما مراچه جان و جهان از کجا تا کجا
- G240:2 که جان خود چه باشد بر عاشقانجهان خود چه باشد بر اولیا
- G240:3 نه بر پشت گاویست جمله زمینکه در مرغزار تو دارد چرا
- G240:4 در آن کاروانی که کل زمینیکی گاوبارست و تو ره نما
- G240:5 در انبار فضل تو بس دانههاستکه آن نشکند زیر هفت آسیا
- G240:6 تو در چشم نقاش و پنهان ز چشمزهی چشم بند و زهی سیمیا
- G240:7 تو را عالمی غیر هجده هزارزهی کیمیا و زهی کبریا
- G240:8 یکی بیت دیگر بر این قافیهبگویم بلی وام دارم تو را
- G240:9 که نگزارد این وام را جز فقیرکه فقرست دریای در وفا
- G240:10 غنی از بخیلی غنی ماندهستفقیر از سخاوت فقیر از سخا
ganjoor: sh240 · public domain