دیوانِ شمس غزل ۲۴۱۳ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۱۳

  1. بمال چشم دلا بهترک از این بنگر مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته

G2413:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته·عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
  2. 2 بمال چشم دلا بهترک از این بنگر·مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
  3. 3 دو کف به سوی دعا سوی بحر می‌رانی·نه گوهر تو به جیب تو است پیوسته
  4. 4 خنک کسی که ورا دست گرد جیب بود·که او لطیف و سبک روح گشت و برجسته
  5. 5 اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش·از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته
  6. 6 میان گلبن دل جان بخسته از خاری·ببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته
  7. 7 میان دل چو برآید غبار و طبل و علم·هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته
  8. 8 بیا به شهر عدم درنگر در آن مستان·ببین ز خویش و هزاران چو خویش وارسته
  9. 9 نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا·و زین بساط فنا هر دو دست خود شسته

ganjoor: sh2413 · public domain