دیوانِ شمس› غزل ۲۴۶۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2466 · ۱۳ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2466:1 ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهایای که چو آفتاب و مه دست کرم گشادهای
- G2466:2 صبح که آفتاب خود سر نزدهست از زمینجام جهان نمای را بر کف جان نهادهای
- G2466:3 مهدی و مهتدی توی رحمت ایزدی تویروی زمین گرفتهای داد زمانه دادهای
- G2466:4 مایه صد ملامتی شورش صد قیامتیچشمه مشک دیدهای جوشش خنب بادهای
- G2466:5 سر نبرد هر آنک او سر کشد از هوای توز آنک به گردن همه بستهتر از قلادهای
- G2466:6 خیز دلا و خلق را سوی صبوح بانگ زنگرچه ز دوش بیخودی بیسر و پا فتادهای
- G2466:7 هر سحری خیال تو دارد میل سردهیدشمن عقل و دانشی فتنه مرد سادهای
- G2466:8 همچو بهار ساقیی همچو بهشت باقییهمچو کباب قوتی همچو شراب شادهای
- G2466:9 خیز دلا کشان کشان رو سوی بزم بینشانعشق سوارهات کند گرچه چنین پیادهای
- G2466:10 ذره به ذره ای جهان جانب تو نظرکنانگوهر آب و آتشی مونس نر و مادهای
- G2466:11 این تن همچو غرقه را تا نکنی ز سر برونبند ردا و خرقهای مرد سر سجادهای
- G2466:12 باده خامشانه خور تا برهی ز گفت و گویا حیوان ناطقی جمله ز نطق زادهای
- G2466:13 لطف نمای ساقیا دست بگیر مست راجانب بزم خویش کش شاه طریق جادهای
ganjoor: sh2466 · public domain