دیوانِ شمس› غزل ۲۴۶۶› بیت ۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
- خیز دلا کشان کشان رو سوی بزم بینشان عشق سوارهات کند گرچه چنین پیادهای
G2466:9
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهای·ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشادهای
- 2 صبح که آفتاب خود سر نزدهست از زمین·جام جهان نمای را بر کف جان نهادهای
- 3 مهدی و مهتدی توی رحمت ایزدی توی·روی زمین گرفتهای داد زمانه دادهای
- 4 مایه صد ملامتی شورش صد قیامتی·چشمه مشک دیدهای جوشش خنب بادهای
- 5 سر نبرد هر آنک او سر کشد از هوای تو·ز آنک به گردن همه بستهتر از قلادهای
- 6 خیز دلا و خلق را سوی صبوح بانگ زن·گرچه ز دوش بیخودی بیسر و پا فتادهای
- 7 هر سحری خیال تو دارد میل سردهی·دشمن عقل و دانشی فتنه مرد سادهای
- 8 همچو بهار ساقیی همچو بهشت باقیی·همچو کباب قوتی همچو شراب شادهای
- 9 خیز دلا کشان کشان رو سوی بزم بینشان·عشق سوارهات کند گرچه چنین پیادهای
- 10 ذره به ذره ای جهان جانب تو نظرکنان·گوهر آب و آتشی مونس نر و مادهای
- 11 این تن همچو غرقه را تا نکنی ز سر برون·بند ردا و خرقهای مرد سر سجادهای
- 12 باده خامشانه خور تا برهی ز گفت و گو·یا حیوان ناطقی جمله ز نطق زادهای
- 13 لطف نمای ساقیا دست بگیر مست را·جانب بزم خویش کش شاه طریق جادهای
ganjoor: sh2466 · public domain