دیوانِ شمس› غزل ۲۴۷۳› بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۳
- چرخ تو را ندا کند بهر تو جان فدا کند هر چه ز تو زیان کند آن همه را دوا توی
G2473:5
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا توی·بار تو ده شکسته را بارگه وفا توی
- 2 برج نشاط رخنه شد لشکر دل برهنه شد·میمنه را کله توی میسره را قبا توی
- 3 می زده مییم ما کوفته دییم ما·چشم نهادهایم ما در تو که توتیا توی
- 4 روی متاب از وفا خاک مریز بر صفا·آب حیاتی و حیا پشت دل و بقا توی
- 5 چرخ تو را ندا کند بهر تو جان فدا کند·هر چه ز تو زیان کند آن همه را دوا توی
- 6 خیز بیار بادهای مرکب هر پیادهای·بهر زکات جان خود ساقی جان ما توی
- 7 این خبر و مجادلی نیست نشان یک دلی·گردن این خبر بزن شحنه کبریا توی
- 8 گردن عربده بزن وسوسه را ز بن بکن·باده خاص درفکن خاصبک خدا توی
- 9 وقت لقای یوسفان مست بدند کف بران·ما نه کمیم از زنان یوسف خوش لقا توی
- 10 از رخ دوست باخبر وز کف خویش بیخبر·این خبری است معتبر پیش تو کاوستا توی
- 11 پر کن زان می نهان تا بخوریم بیدهان·تا که بداند این جهان باز که کیمیا توی
- 12 باده کهنه خدا روز الست ره نما·گشته به دست انبیا وارث انبیا توی
ganjoor: sh2473 · public domain