دیوانِ شمس غزل ۲۶۰۱ بیت ۹ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۰۱

  1. یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی جان پرور هر خویشی شور و شر هر دوری

G2601:9

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری·وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری
  2. 2 در حسن بهشت تو در زیر درختانت·هر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری
  3. 3 از عشق شراب تو هر سوی یکی جانی·محبوس یکی خنبی چون شیره انگوری
  4. 4 هر صبح ز عشق تو این عقل شود شیدا·بر بام دماغ آید بنوازد طنبوری
  5. 5 ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان·هر کوی بود بزمی هر خانه بود سوری
  6. 6 بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی·می‌زد به در وحدت از عشق تو ناقوری
  7. 7 ادریس شد از درسش هر جا که بد ابلیسی·در صحبت آن کافر شب گشته چون کافوری
  8. 8 گفتم ز که داری این؟ گفتا ز یکی شاهی·هم عاشق و معشوقی هم ناصر و منصوری
  9. 9 یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی·جان پرور هر خویشی شور و شر هر دوری

ganjoor: sh2601 · public domain