دیوانِ شمس› غزل ۲۶۳۹› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۳۹
- گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی ماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری
G2639:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری·بگشای کنار آمد آن یار کناری
- 2 برخیز بیا دبدبه عمر ابد بین·رستند و گذشتند ز دمهای شماری
- 3 آن رفت که اقبال بخارید سر ما·ای دل سر اقبال از این بار تو خاری
- 4 گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی·ماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری
- 5 اندر حرم کعبه اقبال خرامید·از بادیه ایمن شده وز ناز مکاری
- 6 گردان شده بین چرخ که صد ماه در او هست·جز تابش یک روزه تو ای چرخ چه داری
- 7 آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد·نی شورش دل آرد و نی رنج خماری
- 8 بس کن که اگر جان بخورد صورت ما را·صد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری
ganjoor: sh2639 · public domain