دیوانِ شمس› غزل ۲۶۶۰› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۶۰
- از آن خانه که تو صد زخم خوردی به گرد آن در و درساره گشتی
G2660:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 چرا ز اندیشهای بیچاره گشتی؟·فرورفتی به خود غمخواره گشتی؟
- 2 تو را من پاره پاره جمع کردم·چرا از وسوسه صدپاره گشتی؟
- 3 ز دارالملک عشقم رخت بردی·در این غربت چنین آواره گشتی
- 4 زمین را بهر تو گهواره کردم·فسرده تخته گهواره گشتی
- 5 روان کردم ز سنگت آب حیوان·به سوی خشک رفتی خاره گشتی
- 6 توی فرزند جان کار تو عشق است·چرا رفتی تو و هرکاره گشتی؟
- 7 از آن خانه که تو صد زخم خوردی·به گرد آن در و درساره گشتی
- 8 در آن خانه که صد حلوا چشیدی·نگشتی مطمئن اماره گشتی
- 9 خمش کن گفت هشیاریت آرد·نه مست غمزهٔ خماره گشتی
ganjoor: sh2660 · public domain