دیوانِ شمس غزل ۲۶۶۲ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۶۲

  1. ایم هو کی اسیرانه چه باشی همان سلطان و بارون شو که بودی

G2662:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 دلا رو رو همان خون شو که بودی·بدان صحرا و هامون شو که بودی
  2. 2 در این خاکستر هستی چو غلطی·در آتشدان و کانون شو که بودی
  3. 3 در این چون شد چگونه چند مانی·بدان تصریف بی‌چون شو که بودی
  4. 4 نه گاوی که کشی بیگار گردون·بر آن بالای گردون شو که بودی
  5. 5 در این کاهش چو بیماران دقی·به عمر روزافزون شو که بودی
  6. 6 زبون طب افلاطون چه باشی·فلاطون فلاطون شو که بودی
  7. 7 ایم هو کی اسیرانه چه باشی·همان سلطان و بارون شو که بودی
  8. 8 اگر رویین تنی جسم آفت توست·همان جان فریدون شو که بودی
  9. 9 همان اقبال و دولت بین که دیدی·همان بخت همایون شو که بودی
  10. 10 رها کن نظم کردن درها را·به دریا در مکنون شو که بودی

ganjoor: sh2662 · public domain