دیوانِ شمس› غزل ۲۶۹۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2696 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۶۹۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2696:1 مرا در خنده میآرد بهاریمرا سرگشته میدارد خماری
- G2696:2 مرا در چرخ آوردهست ماهیمرا بییار گردانید یاری
- G2696:3 چو تاری گشتم از آواز چنگینوایش فاش و پیدا نیست تاری
- G2696:4 جهانی چون غباری او برانگیختکه پنهان شد چو بادی در غباری
- G2696:5 حیاتی چون شرار آن شه برافروختکه پنهان شد چو سوزی در شراری
- G2696:6 جمال گلستان آن کس برآراستکه پنهان شد چو گل در جان خاری
- G2696:7 دلم گوید که ساقی را تو میگوکه جانم مست آن باقی است باری
- G2696:8 دلم چون آینه خاموش گویاستبه دست بوالعجب آیینه داری
- G2696:9 کز او در آینه ساعت به ساعتهمیتابد عجب نقش و نگاری
ganjoor: sh2696 · public domain