دیوانِ شمس غزل ۲۶۹۶ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۹۶

  1. جهانی چون غباری او برانگیخت که پنهان شد چو بادی در غباری

G2696:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 مرا در خنده می‌آرد بهاری·مرا سرگشته می‌دارد خماری
  2. 2 مرا در چرخ آورده‌ست ماهی·مرا بی‌یار گردانید یاری
  3. 3 چو تاری گشتم از آواز چنگی·نوایش فاش و پیدا نیست تاری
  4. 4 جهانی چون غباری او برانگیخت·که پنهان شد چو بادی در غباری
  5. 5 حیاتی چون شرار آن شه برافروخت·که پنهان شد چو سوزی در شراری
  6. 6 جمال گلستان آن کس برآراست·که پنهان شد چو گل در جان خاری
  7. 7 دلم گوید که ساقی را تو می‌گو·که جانم مست آن باقی است باری
  8. 8 دلم چون آینه خاموش گویاست·به دست بوالعجب آیینه داری
  9. 9 کز او در آینه ساعت به ساعت·همی‌تابد عجب نقش و نگاری

ganjoor: sh2696 · public domain