دیوانِ شمس غزل ۲۷۶۵ بیت ۱۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۶۵

  1. بر باد سوار همچو کاهیم اندر جولان ز کهربایی

G2765:10

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آن شمع چو شد طرب فزایی·پروانه دلان به رقص آیی
  2. 2 چون جان برسد نه تن بجنبد·جان آمد از لحد برآیی
  3. 3 چون بانگ سماع در که افتاد·ای کوه گران کم از صدایی
  4. 4 کاین باد بهار می‌رساند·رقصانی شاخ را صلایی
  5. 5 در ذره کجا قرار ماند·خورشید به رقص در سمایی
  6. 6 هم آتش و دود گشته پیچان·از آتش روی جان فزایی
  7. 7 ماهی صنما ز روح بی‌جسم·شوخی شکری یکی بلایی
  8. 8 گه کوته و گه دراز گشتیم·با سایه صورت همایی
  9. 9 هم بر لب دوست مست گشتیم·نالان شده مست همچو نایی
  10. 10 بر باد سوار همچو کاهیم·اندر جولان ز کهربایی
  11. 11 چون پشه ز خون خویش مستیم·وز دیگ جگر دلا ابایی
  12. 12 اندر خلوت به هوی هویی·در جمعیت به های هایی
  13. 13 در صورت بنده کمینیم·در سر صفت یکی خدایی
  14. 14 این داد خدیو شمس تبریز·بی کبر ولیک کبریایی

ganjoor: sh2765 · public domain