دیوانِ شمس غزل ۲۷۸۸ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۸۸

  1. هشت منظر شد بهشت و هر یکی چون دفتری هشت دفتر درج بین در رقعه‌ای رخساره‌ای

G2788:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای·صاعقه است از برق او بر جان هر بیچاره‌ای
  2. 2 چون ز پیش رشته‌ای در لعل چون آتش بتافت·موج زد دریای گوهر از میان خاره‌ای
  3. 3 این دل صدپاره مر دربان جان را پاره داد·چون به پیش پرده آمد بهترک شد پاره‌ای
  4. 4 هشت منظر شد بهشت و هر یکی چون دفتری·هشت دفتر درج بین در رقعه‌ای رخساره‌ای
  5. 5 تا چه مرغ است این دلم چون اشتران زانو زده·یا چو اشترمرغ گرد شعله آتشخواره‌ای
  6. 6 هم دکان شد این دلم با عشقت ای کان طرب·خوش حریفی یافت او هم در دکان هم کاره‌ای
  7. 7 ز آفتاب عشق تو ذرات جان‌ها شد چو ماه·وز سعادت در فلک هر ساعتی استاره‌ای
  8. 8 نقش تو نادیده و یک یک حکایت می‌کند·چون مسیح از نور مریم روح در گهواره‌ای
  9. 9 شمس تبریزی تناقض چیست در احوال دل·هم مقیم عشق باشد هم ز عشق آواره‌ای

ganjoor: sh2788 · public domain