دیوانِ شمس› غزل ۲۸۰۵› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۰۵
- باده دزدید از لبان دلبر من یک صفت لاجرم در عشق آن لب جان شده میخوارهای
G2805:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای·چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهای
- 2 هر طرف آید به دستش بیصراحی بادهای·هر طرف آید به چشمش دلبری عیارهای
- 3 دلبری که سنگ خارا گر ز لعلش بو برد·جان پذیرد سنگ خارا تا شود هشیارهای
- 4 باده دزدید از لبان دلبر من یک صفت·لاجرم در عشق آن لب جان شده میخوارهای
- 5 صبحدم بر راه دیری راهبم همراه شد·دیدمش هم درد خویش و دیدمش هم کارهای
- 6 یک صراحی پیشم آورد آن حریف نیک خو·گشت جانم زان صراحی بیخودی خمارهای
- 7 در میان بیخودی تبریز شمس الدین نمود·از پی بیچارگان سوی وصالش چارهای
ganjoor: sh2805 · public domain