دیوانِ شمس غزل ۲۸۰۸ بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۰۸

  1. او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم جز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی

G2808:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی·و آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی
  2. 2 آنک او رد دل است از بددرونی‌های خویش·گر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی
  3. 3 ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمی·مدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی
  4. 4 آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی او·بر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی
  5. 5 او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم·جز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی
  6. 6 مر مناجات تو را با او نباشد همدم او·جز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی
  7. 7 آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند·پس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی
  8. 8 آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماند·تا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی
  9. 9 آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمی·هست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی
  10. 10 از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بود·شاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی
  11. 11 ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفا·تا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی

ganjoor: sh2808 · public domain