دیوانِ شمس غزل ۲۸۰۹ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۰۹

  1. بانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرا بوی خوش می‌آیدم از قلیه و بورانیی

G2809:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی·زهره آمد ز آسمان و می‌زند سرخوانیی
  2. 2 جبرئیل آمد به مهمان بار دیگر تا خلیل·می‌کند عجل سمین را از کرم بریانیی
  3. 3 روز مهمانی است امروز الصلا جان‌های پاک·هین ز سرها کاسه زیبا در چنین مهمانیی
  4. 4 بانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرا·بوی خوش می‌آیدم از قلیه و بورانیی
  5. 5 می‌کشید آن بو مرا تا جانب مطبخ شدم·مطبخی پرنور دیدم مطبخی نورانیی
  6. 6 گفتمش زان کفچه‌ای تا نفس من ساکن شود·گفت رو کاین نیست ای جان بهره انسانیی
  7. 7 چون منش الحاح کردم کفچه را زد بر سرم·در سر و عقلم درآمد مستی و ویرانیی

ganjoor: sh2809 · public domain