دیوانِ شمس غزل ۲۸۲۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2824 · ۱۵ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸۲۴

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2824:1 مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآییز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ برآیی
  2. G2824:2 کی بود چرخ و ثریا که بشاید قدمت راو اگر نیز بشاید ز تو یابند سزایی
  3. G2824:3 همه بی‌خدمت و رشوت رسد از لطف تو خلعتنه عدم بود من و ما که بدادی من و مایی
  4. G2824:4 ز من و ماست که جانی بگشاده‌ست دکانیو اگر نه به چه بازو کشد او قوس خدایی
  5. G2824:5 غلطی جان غلطی جان همه خود را بمرنجاننه مسیحی که به افسون به دمی چشم گشایی
  6. G2824:6 به سحرگاه و مشارق که شود تیره رخ مهکی بود نیم چراغی که کند نورفزایی
  7. G2824:7 چه کشیمش چه کشیمش تو بیا تا که کشیمشکه چراغ خلق است این بر آن شمع سمایی
  8. G2824:8 مشکی را مشکی را مشکی پرهوسی راچه کشانی چه کشانی به مطارات همایی
  9. G2824:9 چو رخ روز ببیند ز بن گوش بمیردز چه رفتی ز چه مردی تو چنین سست چرایی
  10. G2824:10 زر و مال تو کجا شد پر و بال تو کجا شدعم و خال تو کجا شد و تو ادبار کجایی
  11. G2824:11 هله بازآ هله بازآ به سوی نعمت و ناز آکه منت بازفرستم ز پس مرگ و جدایی
  12. G2824:12 پر و بال تو بریدم غم و آه تو شنیدمهله بازت بخریدم که نه درخورد جفایی
  13. G2824:13 ز پس مرگ برون پر خبر رحمت من برکه نگویند چو رفتی به عدم بازنیایی
  14. G2824:14 کتب الله تعالی کرم الله توالیفتدلی و تجلی بعث العشق دوایی
  15. G2824:15 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتنخمش و آب فرورو سمک بحر وفایی

ganjoor: sh2824 · public domain