دیوانِ شمس› غزل ۲۸۳۱› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۳۱
- به خدا خبر ندارم چو نماز میگزارم که تمام شد رکوعی که امام شد فلانی
G2831:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی·منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی
- 2 چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم·در مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی
- 3 رخ قبلهام کجا شد که نماز من قضا شد·ز قضا رسد هماره به من و تو امتحانی
- 4 عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن·که نداند او زمانی نشناسد او مکانی
- 5 عجبا دو رکعت است این عجبا که هشتمین است·عجبا چه سوره خواندم چو نداشتم زبانی
- 6 در حق چگونه کوبم که نه دست ماند و نه دل·دل و دست چون تو بردی بده ای خدا امانی
- 7 به خدا خبر ندارم چو نماز میگزارم·که تمام شد رکوعی که امام شد فلانی
- 8 پس از این چو سایه باشم پس و پیش هر امامی·که بکاهم و فزایم ز حراک سایه بانی
- 9 به رکوع سایه منگر به قیام سایه منگر·مطلب ز سایه قصدی مطلب ز سایه جانی
- 10 ز حساب رست سایه که به جان غیر جنبد·که همیزند دو دستک که کجاست سایه دانی
- 11 چو شه است سایه بانم چو روان شود روانم·چو نشیند او نشستم به کرانه دکانی
- 12 چو مرا نماند مایه منم و حدیث سایه·چه کند دهان سایه تبعیت دهانی
- 13 نکنی خمش برادر چو پری ز آب و آذر·ز سبو همان تلابد که در او کنند یا نی
ganjoor: sh2831 · public domain