دیوانِ شمس غزل ۲۸۶۳ بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۶۳

  1. آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است کو قراضه تک غلبیر تو گر می‌بیزی

G2863:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی·مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
  2. 2 سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار·ز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی
  3. 3 به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی·در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی
  4. 4 زیر دیوار وجود تو توی گنج گهر·گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی
  5. 5 آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است·کو قراضه تک غلبیر تو گر می‌بیزی
  6. 6 تیغ جانی تو برآور ز نیام بدنت·که دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی
  7. 7 تیغ در دست درآ در سر میدان ابد·از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی
  8. 8 آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود·ز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی
  9. 9 ور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدین·کو به جان هست ز عرش و به بدن تبریزی

ganjoor: sh2863 · public domain