دیوانِ شمس› غزل ۲۸۶۶› بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۶۶
- گنده پیر است جهان چادر نو پوشیده از برون شیوه و غنج و ز درون رسوایی
G2866:5
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 گر گریزی به ملولی ز من سودایی·روکشان دست گزان جانب جان بازآیی
- 2 زین خیالی که کشان کرد تو را دست بکش·دست از او گر نکشی دست پشیمان خایی
- 3 رو بدو آر و بگو خواجه کجا میکشیم·کآسمان ماه ندیدهست بدین زیبایی
- 4 رایگان روی نمودهست غلط افتادی·باش تا در طلب و پویه جهان پیمایی
- 5 گنده پیر است جهان چادر نو پوشیده·از برون شیوه و غنج و ز درون رسوایی
- 6 چو بدان پیر روی بخت جوانت گوید·سرخر معده سگ رو که همان را شایی
- 7 لا یغرنک سد هوس عن رایی·کم قصور هدمت من عوج الا رآ
- 8 اشتهی انصح لکن لسانی قفلت·اننی انصح بالصمت علی الاخفا
- 9 این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست·نه که در سایه و در دولت این مولایی
- 10 بیم از آن میکندت تا برود بیم از تو·یار از آن میگزدت تا همه شکر خایی
- 11 شمس تبریز نه شمعی است که غایب گردد·شب چو شد روز چرا منتظر فردایی
ganjoor: sh2866 · public domain